سيد محمد على ايازى
51
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
حديث و حتى برخى از معاصران ، به سراغ مسأله اصلى رفته و مسأله جمع را از انحصار شخص خاص بيرون مىبرد ، چنان كه مسأله توقيفيت ترتيب قرآن را به همين شكل تصريح مىكند . وى مىنويسد : « از مجموع اين اخبار به دست مىآيد كه صحابه قرآن را ميان دو جلد قرآن دادند بدون آن كه چيزى افزون كنند يا بكاهند ، آن چه انگيزه آنها بر جمع قرآن بود - بنابر آن چه در حديث آمده كه قرآن بر روى چوب خرما ، سنگ ، برگهاى نازك كاغذ و سينه مردان ثبت شده بود - ترس از ميان رفتن قرآن بود لذا آن را گردآورى كردند همانطور كه از زبان پيامبر شنيده بودند بدون آن كه چيزى را عقب و جلو كنند ، بنابراين تلاش صحابه براى گردآورى ، در يك جا قرار دادن است نه اينكه آنها خواسته باشند ترتيب كنند ، زيرا ترتيب قرآن در لوح محفوظ بر همان ترتيبى است كه همين الآن در مصحف وجود دارد . « 1 » به همين دليل مرحوم شهيد صدر كه به تعارض و تناقض گويىها در باب روايات جمع قرآن توجه كرده است ، در اين باره مىنويسد : « اگر نصوص تاريخى و روايى جمع قرآن به بررسى گذاشته شود ، روشن مىگردد كه آنها نه در جهتگيرى و نه در مضمون وحدتى ندارند ، زيرا از سويى گردآورندگان را افراد گوناگونى معرفى مىكنند ، و از سوى ديگر مسأله جمع را به زبانهاى مختلف و با روشهاى گوناگونى بيان مىكنند . از اينرو نمىتوان به اين روايات اعتنا كرد . تنها كارى كه در اين باب مىتوان كرد ، تفسير اين دو دسته از روايات به معنايى است كه با شرايط تاريخى و سياسى وفق مىدهد : 1 - احتمال دارد كه اين روايات در صدد بيان مسأله استنساخ از مصاحف
--> ( 1 ) زركشى ، البرهان فى علوم القرآن القرآن ، ج 1 / 330 .